حرز امام جواد علیه السلام و 35 خاصیت شگفت انگیز

حرز امام جواد

حرز امام جواد علیه السلام چیست؟

با سلام خدمت مخاطبین سایت سرشور امروز میخوام به چند سوال زیر پاسخ بدم تا ابهاماتی که کلا در مورد حرز و بطور کلی حرز امام جواد علیه السلام وجود دارد و برطرف کنم.

حرز در لغت چیست؟

به پاره‌اى از آیات، اذكار، اوراد و ادعیه مأثورى كه براى حفظ جان و مال از آسیبها می‌خوانده یا به ‌صورت مكتوب با خود حمل می‌كرده‌اند حِرز گفته می شود. حِرز در لغت به جایى می‌گویند كه چنان محصور و محكم باشد كه اگر كسى بدان وارد شود از گزندها و خطرها مصون بماند و در اصطلاح ، مشابه با تعویذ و عُوذَه یا قسمى از آن است كه با آداب شرع موافق باشد.

تعويذ در لغت به معناى دعايى است كه براى رفع بلا و دفع چشم زخم به گردن يا بازو بندند. تعويذ در لغت به معناى پناه بردن، پناه دادن و در امان نگاه داشتن و در اصطلاح، به معناى دعا خواندن و حرز آويختن بر آدميان، جانوران يا اشيا براى محافظت از آنهاست ، در گذشته به ويژه در ميان اعراب، به هنگام نااميدشدن از روش هاى معمول درمان، بر زخم ها آهن گداخته قرار مى دادند و يا براى پيش گيرى از چشم زخم اذكارى را بر گردن يا دست افراد مى آويختند.

فرق حرز با تعویذ و دعا چیست؟

درباره تفاوت حرز و تعویذ و دعا باید گفت اینها مفاهیمى متداخل‌اند و مرز آنها با یكدیگر چندان مشخص نیست. در برخى از كتابهاى حدیث حرزها و تعویذها در یك باب و یك ردیف جمع شده‌اند شمارى از حرزها نیز ذیل عنوان «عوذات الائمة علیهم‌السلام للحفظ» (تعویذهاى امامان براى حفظ خود از آسیبها) فراهم آمده‌اند.

ابن‌طاووس دعاى منسوب به امام جواد علیه‌السلام را كه گویند براى مصون ماندن از آسیبها براى مأمون نوشت، در مُهَج‌الدعوات (ص 52ـ59)» حرز«و در الامان (ص 74) «عوذه» نامیده است.

از مقایسه متون حرزها و تعویذها نیز به تفاوتى نمی‌توان دست یافت. به همین سبب، در ادبیات محدّثان و اهل دعا، حرز و تعویذ و تحرّز و تعوّذ غالباً در یك سیاق و به یك معنا به‌كار رفته‌اند . شاید بتوان گفت تعویذ تنها خواندنیها و نوشتنیها (از قبیل اسم اعظم یا اذكار و ادعیه) است، اما حرز افزون بر اینها شامل اشیا هم می‌گردد.

 

آیا در قرآن واژه حرز آمده است ؟

واژه حرز و مشتقات آن در قرآن كریم نیامده، اما در احادیث شیعه و سنّى و ادعیه مأثور این واژه فراوان به‌كار رفته است. شمارى از این حدیثها، از جمله حدیث انس‌بن مالك حاكى از كاربرد حرز، به معناى مصطلح، در صدر اسلام است به این معنا كه پیامبر، امامان و برخى از صحابه و تابعان و اتباع ایشان براى حفظ خود یا دیگران از گزندها و آسیبها حرز به‌كار می‌برده و نتیجه مطلوب را نیز به دست می‌آورده‌اند.

استعمال حرز براى مصونیت از آزار شیاطین و جنّیان و نوشتن یا املا كردن حرز براى شفاى بیماران، نزد صوفیان نیز متداول بوده است، چنان‌كه ابوسعید ابوالخیر یك رباعى سروده و بر آن شرحهایى به نام «حورائیه» نوشته شده است. این رباعى حرزى بوده كه ابوسعید براى شفاى استاد خود، كه در بستر افتاده بوده، املا كرده است ابن‌عربى نیز حرزى را به سلیمان‌بن داود نبى نسبت داده است.

با این حال حرز در فرهنگ شیعى از فرهنگ سایر مسلمانان متداول‌تر بوده است. وجود انبوهى از حرزها و عوذه‌ها و دعاهاى حفظ، كه در كتب ادعیه و حدیث امامیه ثبت شده، شاهد این مدعاست از واژه حرز در شعر فارسى هم استفاده شده است.

حرزها از نظر كوتاهى و بلندى باهم تفاوت دارند. برخى، مانند حرزى به‌نام «حرز خدیجه»، از چند كلمه تجاوز نمی‌كنند ، اما برخى مركّب از چند سطر و بعضى نیز چون حرز منسوب به امام سجاد علیه‌السلام و حرز منسوب به امام صادق علیه‌السلام مفصّل و طولانی‌اند.

درون‌مایه حرزها نیز باهم متفاوت‌اند. برخى حرزها آیاتى از قرآن‌اند، مانند آیةالكرسى و آیه «وَ اِنْ یكاد». این آیات را «آیات الحرز» خوانده‌اند در کتاب الفقه المنسوب للامام الرضا علیه‌السلام، ص400؛ حضرت برای در امان ماندن مال اینگونه دستور میفرمایند:

وإذا أردت أن تحرز متاعك ، فاقرأ آية الكرسي واكتبها وضعها في وسطه ، واكتب أيضاً « وَجَعَلْنَا مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ ») لا ضيعة على ما حفظ الله(  فَإِن تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللهُ  إلى آخر السورة. فإنك قد أحرزت إن شاء الله ، فلا يصل اليه سوء بإذن الله.

 

ترجمه : اگر میخواهی مالت را حفظ کنی ، آیه الکرسی را بخوان و آنرا بنویس ودر وسط آنها بگذار و همچنین بنویس آیه وجعلنا (سوره یس ، آیه 9)( آنچه را خدا حفظ کرده ضایع نکنید)  و بنویس آیه  129 سوره توبه را تا آخر سوره را که انشاءالله هیچ بدی به او نمی رسد.

از رسول خدا صلی‌اللّه‌علیه ‌وآله ‌وسلم منقول است كه هركس 33 آیه از قرآن را در شبى بخواند، در آن شب دزد یا درنده‌اى به وى آسیب نمی‌رساند و خود و خانواده‌اش و اموالش تا صبح در امان و عافیت خواهند بود (الدر المنثورجلد 1 صفحه 70).

امام جعفرصادق علیه السلام نیز آیاتى از قرآن را حرزِ فرزندش موسى علیه‌السلام قرار داده بود و آن حضرت نیز آنها را می‌خواند و خود را بدان تعویذ می‌كرد. شمارى از حرزها نیز اذكار متداول در میان مسلمانان‌اند، از قبیل تهلیل و تسبیح و تحمید. حرزهایى هم كه مستقیماً از قرآن اقتباس نشده‌اند، غالباً داراى معانی روشن و همسو با قرآن و حاوى مضامین بلند توحیدى و مشتمل بر توكل بر خدا و تكیه بر قدرت لایزال الهى و پرهیز از پناه جستن به شیاطین و جنّیان و ارواح‌اند. شمار اندكى از حرزها مشتمل بر حروف و كلمات و عبارات مرموز و نامأنوس‌اند و درنتیجه معانی آنها ناشناخته است.

افزون بر آنچه گفته شد، در احادیث كارهایى نیز حرز معرفى شده است، از جمله همراه داشتن تربت امام حسین علیه‌السلام به‌ویژه در سفر (کامل الزیارات صفحه 297)، حك كردن برخى اذكار بر نگین انگشترى ، در دست كردن خاتم عقیق و به همراه داشتن انگشترى با نگین عقیق زرد (وسائل الشیعه جلد 11 صفحه 428)

كثرت حرزها نیز چشمگیر است. به پیامبر و همسرش خدیجه و دخترش فاطمه زهرا سلام اله علیها و هریك از امامان معصوم علیه السلام حرزهایى منسوب است نامدارترین حرزها عبارت‌اند از: حرز ابی ‌دَجانَه انصارى براى دفع جن و سحر. این حرز كه راویان اهل سنّت آن را نقل كرده‌اند در سده‌هاى اخیر به مجموعه‌هاى حدیثى شیعه نیز راه یافته است اما حدیث‌شناسان اهل سنّت متفقآ این حدیث را برساخته ارزیابى كرده و موسى انصارى، راوى حدیث مزبور، را صحابى ساختگى معرفى كرده‌اند .
حرز یمانى، مشهور به دعاى سَیفى، یكى از حرزهاى منسوب به علی‌بن ابی‌طالب علیه‌السلام است. این حرز، كه از آن با عنوان «دعاى یمانى» هم یاد شده با اسناد و متون متفاوت روایت شده است . بر این حرز، كه نام آن همواره بر زبان ایرانیان به ‌ویژه شاعران فارسی‌گو جارى بوده است شرحهایى هم نگاشته‌اند. در این شرحها ، شارحان درباره مقدمات و آداب به‌كار بستن دعاى مزبور و سند و متن آن سخن گفته‌اند.
«رُقْعَةُ الجَیب» نیز حرزى منسوب به امام علی‌بن موسی‌الرضا علیه‌السلام است، كه چون كنیزك حُمَیدبن قحطبه به هنگام شستن جامه امام آن را در جیب ایشان یافته، به این ‌نام خوانده شده است.

به‌همراه داشتن حرز جواد، منسوب به امام محمدتقى علیه‌السلام، نیز در میان شیعیان و ایرانیان چندان متداول بوده كه «حرز جواد كسى بودن» و «حرز جواد خود كردن»، به معناى «پیوسته با او بودن» و «همیشه كسى را همراه خود كردن»، مَثَل شده است.
داورى درباره حرزها و درستى و نادرستى انتساب آنها به معصومان علیهم‌السلام، به بررسى دقیق حدیث‌شناختى یك‌یك آنها از حیث اتصال و انقطاع اسناد و وثاقت و عدم وثاقت راویان نیاز دارد.
درباره جواز و عدم جواز آویختن حرز، از روایات منقول از پیشوایان معصوم مستفاد می‌شود كه آویختن چیزهایى كه در آن قرآن یا ذكر خدا باشد و از آنها بوى شرك به مشام نرسد مباح است بنابراین، اینكه سنّت آویختن حرز از رسوم جاهلیت و درنتیجه حرام دانسته شده قاعدتاً ناظر به رفتارهایى شبیه به آویختن تَمیمه و امثال آن است.

به ‌جز حرزها، آیات و ادعیه و اذكارى نیز در كتابهاى حدیث و ادعیه آمده است كه آنها را «حُجُب» (جمعِ حجاب) یا «ادعیه حُجُب» یا «اَحْجِبه» و «احتجابات» خوانده‌اند . این عناوین از آیات 45 و 46 سوره اسراء و نیز از متون برخى از همین ادعیه گرفته شده‌اند. این حجابها دقیقاً كاركرد حرز را دارند و از این‌رو، به خواندن آنها، هنگامى كه بیم خطرى برود، سفارش شده است.

آیا حرز و امثالهم مانع امر توکل بر خدا نمی شود؟

توكّل يعنى تكيه بر قدرت خدا همراه با در نظرگرفتن اسباب، نه تكيه بر اسباب ظاهرى و ناديده گرفتن قدرت خدا؛ و با اين تحليل، تعويذهاى غيرمأثوره و صادر نشده از جانب معصوم مانع توكّل است.

پیامبر اکرم صلی الله علیهه و آله می فرمایند:لَنْ يتَوَكَّلَ مَنِ اكْتَوَى أَوِ اسْتَرْقَى

هركه خود را داغ نهد يا تعويذ بندد، از توكّل بى بهره است.

البته در اسلام تعويذهاى شرعى نيز وجود دارد و در اين حديث، انسان به جاى توسل به تعويذ غيرشرعى، تشويق به توكّل شده است. در سيره ائمّه اطهار عليهم السلام در رابطه با تعويذ سخنانى ذكر شده، درحالى كه اين بزرگواران، خود، مظهر توكّل اند.

 

حرز های مختلف در سیره ائمه معمصومین علیهم السلام چه جایگاهی دارد؟

 

مرحوم شيخ عباس قمى در حاشيه مفاتيح الجنان حرزهايى را كه ائمّه هدى عليهم السلام استفاده مى كردند آورده است. در ذكر بعضى احراز و ادعيه موجزه، چندين حرز مثل حرز حضرت فاطمه عليهاالسلام، امام زين العابدين، امام صادق، حضرت كاظم، حضرت رضا، حضرت جواد، حضرت هادى، امام عسكرى و حضرت حجت عليهم السلام وجود دارد. حرز امام جواد عليه السلام و يا انگشتر حرز آن حضرت بنابر آنچه در روايت آن آمده است، به جهت حفظ از بلاها و بدى ها و هرچه كه انسان از آن مى ترسد، ازجمله چشم زخم، مى تواند مفيد باشد، گرچه در خصوص چشم زخم در روايت اشاره مستقيم نشده است(بحار الانوار ، جلد 50 صفحه 98 )

در خصوص انگشتر عقيق هم رواياتى وارد شده كه انسان را از بلاها و هرگونه بدى حفظ مى كند در وسائل الشیعه جناب حر عاملی جلد 5 صفحه 89-«در باب استحباب استصحاب العقيق في السفر والخوف وفي الصلاة وفي الدعاء» روایات معتبر السندی را در این باب که انگشتر عقیق حرز امان در سفر و از بلایا می باشد ذکر نموده است.

در سيره ائمّه اطهار عليهم السلام آمده است كه آن حضرات دعايى را مى نوشتند و در عين اينكه آن را مى خواندند، نزد خود مى گذاشتند. حتى گفته شده امام رضا عليه السلام دعايى را در يقه خود گذاشته بودند، كه به حرز امام رضا عليه السلام مشهور است.

در دسته اى از روايات نيز آمده است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دو فرزندش حسن و حسين عليهماالسلام را با همان عباراتى تعويذ مى كردند كه ابراهيم، دو پسرش اسماعيل و اسحاق و موسى دو پسرِ هارون را تعويذ مى كردند(بحار الانوار جلد 60 صفحه 6 ) علّامه مجلسى در بحارالانوار، هفده باب (36ـ52) را به عوذات و حرزهاى منسوب به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله، همسران ايشان، حضرت فاطمه عليهاالسلام و امامان شيعه عليهم السلام اختصاص داده است.

نگه دارى قرآن در نزد خود، نوعى وسيله دفع فتنه است و يك نوع حرز به حساب مى آيد. بر همين اساس، قديمى ها قرآن هاى بسيار كوچك را در محفظه اى كه آب به آن نرسد قرار مى دادند و به گردن كودكانشان مى آويختند. دعا و قرآن، هم خواندش خوب است و هم نگه دارى آن، ولى اين خطوطى كه به نام دعا به افراد مى دهند، اصلاً مورد اطمينان نيست.

برخى سوره هاى قرآن، به ويژه فاتحه و يس و برخى آيات ازجمله آيه الكرسى (بقره: 255ـ256) و آيه العرش (توبه: 129) نيز بنا بر احاديث و كتاب هايى كه در ادبيات اسلامى، به خواص الآيات، خواص القرآن و فضائل القرآن، معروفند براى تهيه تعاويذ و گاه افسون ها و برخى طلسمات، مناسب دانسته شده اند.

به طور كلى، آيات، ادعيه، اذكار و اورادى كه براى اين گونه استفاده ها توصيه شده، ذيلِ عناوينِ موردِ انتقاد و تحريمِ تعاليمِ اسلام، مثل سحر و طلسم و جز آنها نيامده، بلكه عمدتا تحت نام ادعيه، عوذات و در منابع شيعه به ويژه با عنوان احراز يا اَحْرُز طبقه بندى و نقل شده اند.

از ميان انبوه كتاب هايى كه در اين زمينه موردِ استفاده دعانويسان و تهيه كنندگان تعاويذ بوده است مى توان به مجمع الدعوات مولاعبدالمطلب بن غياث الدين محمد و مهج الدعوات ابن طاووس اشاره كرد. در مجموع، در اسلام توصيه شده است كه توجه و اعتماد خود را بر قدرت و لطف الهى بيشتر كنيد و در عين حال، حرزها و تعويذهاى مأثوره از جانب معصومان عليهم السلام نيز مورد تأكيد مى باشد و اهميت و جايگاه توكّل نبايد منجر به از بين رفتن ارزش و جايگاه تعويذهاى شرعى شود و ائمّه هدى عليهم السلام از هر دو توأمان استفاده مى كردند. پس بهترين راه استفاده از هر دو در كنار يكديگراست.

حرز امام جواد علیه السلام و داستان های مختلفی که از آن روایت می کنند چیست؟

کتاب مهج الدعوات حرز امام جواد علیه السلام

کتاب مهج الدعوات حرز امام جواد علیه السلام

کتاب مهج الدعوات حرز امام جواد علیه السلام

کتاب مهج الدعوات حرز امام جواد علیه السلام

کتاب مهج الدعوات حرز امام جواد علیه السلام

مرحوم سيد بن طاووس در کتاب خود مهج الدعوات و منهج العبادات داستان حرز امام جواد علیه السلام را اینگونه نقل می نماید.

شيخ علىّ بن عبد الصمد گفت كه: ما را شيخ فقيه ابو جعفر محمّد بن ابى الحسن رحمه اللَّه عموى پدرم حديث نموده كه: (در اینجا از ذکر الباقی راویان به علت اطاله کلام خودداری شده است جهت مطالعه دقیق تر به کتاب فوق صفحه 36 مراجعه شود).

چون كه حضرت امام محمّد تقى بن علىّ الرضا عليهما السّلام شهيد شدند، به ديدن زوجه آن حضرت، امّ عيسى دختر مأمون رفتم و او را تسليت گفتم. پس او را در نهايت اندوه يافتم و جزع بسيار مى‌نمود به گونه‌اى كه نزديك بود كه خود را از گريه و فرياد و زارى هلاك نمايد، آن چنان كه ترسيدم كه مبادا زهره ترك شود. پس همان گونه كه با يك ديگر ياد آورى مى‌كرديم كرم و حسن خلق و باقى اوصافى كه خداى تعالى به آن حضرت عطا فرموده بود از شرافت و خلوص نيّت و آنچه بخشش نموده بود به آن حضرت از عزّت و كرامت بسيار را.

ام عيسى گفت: مى‌خواهيد شما را از اوصاف و احوال آن حضرت به چيزى بسيار عجيب و امرى بسيار عظيم خبر دهم كه قابل از وصف و مقدار نباشد؟ حكيمه گويد كه: من گفتم آن چه چيز است؟ امّ عيسى گفت كه: من زنى صاحب غيرت بر آن حضرت بودم و پيوسته نگاهبان و سخن چين آن حضرت بودم و بسيار بود كه از آن حضرت مى‌شنيدم، پس شكوه مى‌نمودم و آن را به نزد پدرم خبر مى‌بردم. پس او مى‌گفت: اى دختر من تحمّل نماى و شكوه از آن حضرت مكن، پس بدرستى كه آن حضرت پاره تن رسول خدا (ص)  است.

پس يك روزى نشسته بودم كه دخترى بر من داخل شد و سلام نمود. پس گفتم: كيستى؟ در جواب گفت كه: من دخترى هستم از اولاد عمّار بن ياسر و زوجه حضرت ابى جعفر امام محمّد تقى بن على الرضا علیه السلام كه شوهر تو است. پس چون اين سخن را شنيدم احوالم متغير شد و حسادت سراپايم را فرا گرفت، آن گونه كه قادر نبودم كه تحمّل آن نمايم و اراده داشتم كه از خانه و اين شهر بيرون روم و شيطان وسوسه‌ام مى‌نمود كه اين دختر را آزار نمايم. پس خشم خود را فرو بردم و به او نيكوئى نمودم و او را صله دادم و رخت دادم كه بپوشد.

پس چون آن زن از نزد من بيرون رفت. من برخاستم بر پدرم مأمون داخل شدم در حالى كه او مست و لا يعقل بود و اين خبر را به او دادم. پس به غلام خود گفت كه: اى غلام شمشير مرا بياور. پس چون غلام شمشير آورد. آن را برداشت و سوار شد و گفت قسم بخداى كه او را مى‌كشم.

پس چون اين را من ديدم اين را گفتم «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‌» چه در باره خود و شوهرم شروع به زدن بر صورت خود كردم. پس پدرم بر آن حضرت داخل شد و چندين شمشير بر آن حضرت زد كه آن حضرت را پاره پاره نمود و بيرون رفت. من هم پشت سر او از خانه فرار كردم. پس آن شب را تا صبح نخوابيدم. چون روز شد و آفتاب بلند گرديد، به نزد پدرم رفتم. پس گفتم آيا مى‌دانى كه ديشب چه كرده‌اى؟ پس پدرم گفت كه: چه كردم؟ گفتم: پسر حضرت امام رضا علیه السلام را كشتى. پس چشمهايش برقى زد و بيهوش شد.

پس از ساعتى چون بهوش آمد. گفت: واى بر تو اى دختر! چيست اين كه مى‌گوئى؟ گفتم: بلى، قسم بخدا اى پدر كه بر آن حضرت داخل شدى و او را شمشير زدى تا آن كه او را بقتل رسانيدى. پس از اين حكايت اضطراب بسيار نمود و گفت: ياسر خادم را بطلبيد. پس چون ياسر آمد و نگاه مأمون بر او افتاد، گفت: واى بر تو چه مى‌گويد اين دخترم؟ ياسر گفت كه: راست مى‌گويد يا امير المؤمنين. پس مأمون دست خود را بر سينه و صورت خود زد و گفت «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‌» هلاك گرديديم، قسم بخدا هلاك شديم و تا ابد در ميان خلايق رسوا گرديديم.

واى بر تو باد اى ياسر برو و ببين كه چه خبر است و داستان آن حضرت چه گونه است؟ و بزودى براى من خبر بياور. بدرستى كه نزديك است كه در همين ساعت نفسم بيرون رود. پس ياسر بيرون رفت و در حالى كه من بر صورت خود مى‌زدم، پس ياسر در اندك زمانى برگشت و گفت: بشارت باد شما را اى امير المؤمنين. مأمون گفت: براى تو نيز بشارت باد چه خبر دارى؟ ياسر گفت كه: داخل شدم بر آن حضرت و ديدم كه آن حضرت نشسته و پيراهنى بر اوست و لحافى بر دوش گرفته و مسواك مى‌نمايد.

پس بر آن حضرت سلام كردم و گفتم: يا ابن رسول اللَّه دوست مى‌دارم كه به من اين پيراهن خود را ببخشى تا آن كه در آن نماز كنم و به آن تبرك جويم. و حال آن كه از اين سؤال اراده نداشتم مگر آن كه بدن آن حضرت را ملاحظه نمايم كه آيا زخم شمشير دارد يا نه. پس قسم بخدا كه ديدم بدن آن حضرت را مثل عاجى كه به او زردى رسيده باشد و زخم شمشير اصلا در آن نبود.

پس مأمون مدّتى مديد گريست و گفت: بعد از اين خبر بر من چيزى از دلگيرى باقى نماند. به درستى كه اين عبرت است از براى مردمان اوّلين و آخرين و گفت: اى ياسر امّا سوار شدن و شمشير برداشتن و رفتن به سوى آن حضرت بدرستى كه در خاطرم است و همچنين بيرون آمدن از نزد آن حضرت نيز مرا در خاطر است و ليكن چيزى ديگر به يادم نمى‌آورم و نمى‌دانم برگشتن خود را به مجلسم و نه آن كه چه كار كردم در حينى كه به سوى آن حضرت رفتم.

بر اين دختر لعنت خدا باد لعنتى بسيار و دايم. اى ياسر به نزد آن دختر برو و بگو كه پدرت مى‌گويد: قسم بخدا كه اگر بعد از اين به نزد من بيايى و شكوه نمايى، يا آن كه بدون اذن آن حضرت از خانه بيرون روى، هر آينه انتقام آن حضرت را از تو خواهم گرفت و بعد از آن برو به نزد پسر امام رضا علیه السلام  و سلام مرا به آن حضرت رسان و براى آن حضرت بيست هزار دينار ببر و پيشكش نماى آن اسب را كه ديشب بر آن سوار بودم. پس همه بنى هاشم را امر نماى كه بديدن آن حضرت روند و بر او سلام نمايند. ياسر گويد كه پس من هاشميان را امر نمودم و خود نيز به اتفاق ايشان بر آن حضرت داخل شديم و سلام كرديم و سلام مأمون را رساندم و آن مال را به خدمت آن حضرت گذاردم و آن اسب را به آنها عرضه كردم.

پس ساعتى نگاه كرده و تبسّم نموده، فرمودند كه اى ياسر ميان من و پدرم و ميان مأمون چنين قرار و عهد شده بود تا آن كه با شمشير برهنه بر سر من فرود آيد و هجوم نمايد. آيا نمى‌داند كه مرا يارى‌كننده و كسى هست كه ميان من و او مانع گردد؟ ياسر گويد كه: گفتم اى سيّد من يا ابن رسول اللَّه از سر اين عتاب و اعتراض كردن بگذريد، بخدا قسم و به حق جدّتان رسول خدا (ص) كه مأمون در آن هنگام در كار خود عاقل نبود و و نمى‌دانسته در كجاى زمين خدا قرار دارد. به تحقيق كه از براى خدا نذرى صحيح نموده و قسم ياد كرده كه ديگر بعد از اين هرگز مست نگردد و اين مرتبه از فريب شيطان بوده پس هر گاه بر او وارد شديد او را يا ابن رسول اللَّه پس چيزى را يادآورى نفرمائيد و او را عيب و سرزنش منمائيد بر آن چيزى كه از او صادر شده.

پس آن حضرت فرمودند: قسم بخدا كه راى من همچنين است و چنين قصد دارم. پس آن گاه جامه خود را طلب نمودند و آن را پوشيدند و از جاى برخاستند و همه مردم با آن حضرت ايستادند و براه افتادند تا آن كه بر مأمون داخل شدند. پس چون آن حضرت را ديد، برخاست و آن حضرت را به سينه خود چسبانيد و خوش آمد گفت و احدى را اجازه نداد كه بر او داخل شود و دايما با آن حضرت سخن مى‌گفت و فرمان مى‌گرفت. پس چون صحبت ايشان به پايان رسيد حضرت ابو جعفر محمّد بن الرّضا علیه السلام گفت: يا امير المؤمنين. مأمون گفت: لبّيك و سعديك. آن حضرت فرمودند: كه از براى تو نزد من نصيحتى است، پس متوجه باش و آن را قبول نماى. مأمون گفت: قبول نمودم و حمد و شكر را بجاى مى‌آورم. پس آن نصيحت چيست؟ حضرت فرمودند كه:

بدرستى كه من بر تو از شرّ اين خلق منكوس ايمن نيستم، نزد من دعائى است كه بايد به آن، نفس خود را محافظت كنى و احتراز نمائى به سبب آن و از شرّها و بلاها و ناخوشيها و آفتها و آزارها جلوگيرى كنى. همچنان كه ديشب خداى تعالى از شرّ تو مرا نگاه داشت، و اگر با اين دعا با سپاه روم و ترك روبرو شوى و براى چيرگى بر تو همه اهل روى زمين مجتمع شوند، هر آينه از تو چيزى براى ايشان به اذن خداى جبّار ميسّر نمى‌شود و چنانچه آن دعا را خواهى پس آن را برايت بفرستم تا احتراز نمائى به سبب اين از جميع آنچه ذكر نمودم. پس مأمون گفت: بلى مى‌خواهم، پس به خط خود آن را بنويسيد و برايم بفرستيد. حضرت فرمودند كه: چنين باشد.

ياسر گويد: پس چون صبح شد، حضرت ابو جعفر علیه السلام كسى را به نزد من فرستادند و مرا طلب نمودند، پس چون به خدمت آن حضرت رفتم و در پيش روى ايشان نشستم، پوست آهوئى از زمين تهامه را طلبيدند، پس اين حرز را به خطّ خود نوشتند و فرمودند: اى ياسر اين رقعه را به سوى امير المؤمنين ببر و بگوى كه: زرگر از براى او لوله‌اى از نقره بسازد كه بر آن منقوش باشد، آنچه ذكر مى‌نمايم بعد از اين، پس هر گاه كه اراده نمايد كه اين را بر بازوى خود ببندد، بايد كه بر بازوى راست خود ببند و روايت شده آن كه چون مأمون از حضرت ابى جعفر  علیه السلام در شأن اين حرز همه اين اوصاف را شنيد، با اهل روم جنگ نمود. پس خداى تعالى او را بر ايشان نصرت داد و به او غنيمت بسيار عطا نمود آن اندازه كه خواست خداى تعالى بود و اين حرز را در هر غزوه‌اى و جنگى از خود جدا ننمود و پيوسته خداى تعالى او را به فضل خود يارى مى‌نمود و فتح و نصرت را روزى مى‌نمود و خود، بدرستى كه خدا به حول و قوّت خود سزاوار آن است.

خواص حرز امام جواد

خواص حرز امام جواد علیه السلام چیست ؟

در این حرز حضرت جواد علیه السلام در پایان دعا از خدا میخواهند صاحب و نگهدارنده این حرز را نسبت به هر انسان ، حیوان ، اجنه و… که قصد اورا می کنند به نیروی لایزال الهی از موارد زیر کفایت نماید.

  1. ظلم و ستم،
  2. ضرر و زیان،
  3. مکر و حیله،
  4. امر ناخوشایند،
  5. حقه،
  6. خدعه،
  7. آزردگی (یا جراحت یا قتل یا غلبه و چیرگی)
  8. بدگویی،
  9. فساد و تباهی،
  10. غرق،
  11. ریشه کن کردن و استیصال،
  12. آسیب و آفت (یا تباهی و هلاکت)،
  13. درگیری،
  14. پیمان شکنی و بی وفایی و خیانت،
  15. استیلا و زور،
  16. پرده دری،
  17. زور آوری،
  18. آسیب رسانی،
  19. علیلی و نقص،
  20. کشتار،
  21. آتش سوزی،
  22. انتقام گیری،
  23. قطع رابطه (یا قطع اندام)،
  24. جادوگری،
  25. تغییر شکل و شمایل،
  26. بیماری،
  27. درد،
  28. برص (پیسی) ،
  29. جزام ،
  30. شدت و ستی، [یا آفت و ضرر]،
  31. فقر و تنگدستی،
  32. گرسنگی،
  33. تشنگی،
  34. وسوسه،
  35. نقصان در دین و معیشت،

این حرز طبق گفته بزرگان یکی از ادعیه معتبر شیعه است که از دیرباز برای درامان ماندن از بلایا و دفع آفات و چشم زخم (چشم نظر) استفاده می شده است و باعث نصرت و پیروزی در جنگ می شود.

 

نحوه کتابت حرز امام جواد چگونه است؟

در مورد نحوه کتابت این حرز جناب سید بن طاووس در مهج الدعوات شیوه خاصی را ذکر ننموده است ولی از قدیم الایام به نحو زیر کتابت میشده که بهتر است از همین روش استفاده شود که البته منافاتی با آیات و روایات ما ندارد:

1-کاتب وضو صحیحی بسازد.
2- رو به قبله باشد.
3- زمان کتابت حرز در ایام نحس و قمر در عقرب نباشد.
4- حرز بر روی پوست آهو کتابت شود.
5- قلمی که با آن حرز نوشته می شود ساخت مسلمانان باشد.

جهت مشاهده متن کامل دعای حرز کبیر امام جواد علیه السلام به عنوان انواع حرز امام جواد مراجعه نمائید.

نحوه نگهداری حرز امام جواد علیه السلام چگونه است؟

بطور کلی طبق روایت حرز را باید داخل جا حرزی نقره که دعایی که ذکر شد بر روی آن منقوش باشد نگهداری و بر بازوی راست بسته شود.

حرز دارای اسماء متبرکه است و نباید بی وضو به آن دست بزنید.

حرز داخل استوانه نقره ای که دعای زیر بر روی آن منقوش باشد نگهداری شود.

يا مشهورا في السّماوات يا مشهورا في الارضين يا مشهورا في الدّنيا و الآخرة جهدت الجبابرة و الملوك على اطفاء نورك و اخماد ذكرك فابى اللّه الّا ان يتمّ نورك و يبوح بذكرك و لو كره المشركون‌

ترجمه: ای کسی که در آسمانها، بلند آوازه و سرشناسی! ای کسی که در زمین ها، مشهور و معروفی! ای کسی که در دنیا و آخرت معروف و سرشناس می باشی! گردن کشان و زور مداران، در جهت خاموش نمودن نور و روشنائیت  و نیز به خوابانیدن و خفه کردن ذکر و یادت، تلاش و کوشش کردند؛ اما خدای متعال پروا کرده، جز اینکه نور تو (نور محمد و آل محمد صلی الله علیه و اله و سلم) را کمال بخشد و ذکر و یادت را ظاهر و آشکار کند، هر چند مشرکان را خوش نیاید

همراه بودن حرز در هنگام دستشویی رفتن و هنگام جنابت اشکالی ندارد اما خانم های حائض و نفاس باید یا حرز را نبندند یا داخل یک پوشش چرمی بگذارند

سعی شود به حرز آب نرسد تا پوست از حالت طبیعی خود خارج نشود.

در هنگامیکه اولین بار حرز را استفاده می کند بعد از نماز قمر در عقرب نباشد.

قبل از استفاده از حرز حتما نماز آن خوانده شود. دقت شود خود نماز طبق روایات دارای موضوعیت می باشد و حرز بدون نماز تاثیری نخواهد داشت.

نکته : اگر برای افراد نابالغ یا کسانی که توان خواندن نماز را ندارند حتما به نیابت ایشان شخص دیگری نماز را بجا آورد.

نماز حرز امام جواد علیه السلام

نحوه خواندن نماز حرز امام جواد علیه السلام به چه صورت است؟

وضوئى نيكو و كامل و بايد كه چهار ركعت نماز بجاى آورد و در هر ركعتى بخواند :

«فاتحة الكتاب« يك مرتبه
«آية الكرسى«هفت مرتبه
«هفت مرتبه» آیه 18 سوره آل عمران «شَهِدَ اللَّهُ»آیه
« سوره «و الشّمس و ضحاها» «هفت مرتبه
« سوره «وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى‌» «هفت مرتبه
« سوره «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ » «هفت مرتبه

 

حرز امام جواد علیه السلام مورد تائید چه کسانی است ؟

 

یک دیدگاه در حرز امام جواد علیه السلام و 35 خاصیت شگفت انگیز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *